أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
120
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
مولانا نور الدين خراسانى « 256 » عالمى عامل و متقى كامل بود « 257 » كه خلايق او را به يكديگر مينمودند و بحجاز و عراق و شهرها رفته و مسافرت نموده از بهر طلب رزق حلال تا به آخر او را حواله بشيراز شد و در شيراز زن خواست « 258 » بعد از آن درس ميگفت و حديث ميخواند و تصنيف ميكرد و كتابها در راه دين ساخته است يكى از آن لطايف التفسير است و ديگر زبده در احاديث حضرت سيد المرسلين « 259 » كه جمعى است بر حروف تهجى « 260 » و از شهرت اجتناب مينمود و مال حاكمان قبول نميكرد و بدر خانه ايشان نميرفت « 261 » . و از براى جمعه و جماعت مىآمد و هيچكس را اجازت نميداد كه از پيش يا عقب وى رود و اوقات او مصروف توشه آخرت بود تا زمانى كه وفات كرد در ماه ربيع الاول در سال هفتصد و چهل و دوم از هجرت « 262 » . شيخ ابو بكر علاف « 263 » بحر حقايق و درياى معارف و مشار اليه در علوم و حسن
--> ( 256 ) - مولانا نور الدين محمد بن الحاج شرف الدين عثمان خراسانى ( شد الازار ) . ( 257 ) - مد : عالمى عامل متقى كامل بود . ( 258 ) - جها : عيال گرفت . ( 259 ) - كتاب الزبده فى احاديث سيد المرسلين ( شد الازار ) . ( 260 ) - جمعها على ترتيب حروف تهجى ( شد الازار ) . ( 261 ) - بعد از كلمه نميرفت در نسخه مد آمده است : وصيت و صدا و زيارت كه عبارتى نارسا و بىمعنى است از اين جهت از متن حذف گرديد كه اخلالى در جمله بوجود نيايد منتهى از جهت اطلاع قارئين عظام عين عبارت شد الازار در اين مورد نقل ميگردد : و كان يحذر الشبهات جدا و يجتنب الشهرة و الصيت و قبول اموال الحكام و دخولهم عليه اللزيارة فى ايام . . . ( شد الازار صفحه 80 ) . ( 262 ) - شرح احوال ابن نور الدين محمد خراسانى در شيرازنامه ص 145 نيز مذكور است و صاحب شيرازنامه بتصريح خود او از تلامذه صاحب ترجمه بوده و تاريخ وفات او نيز در شيرازنامه بعينه مطابق با كتاب حاضر است ( حاشيه شد الازار ) . ( 263 ) - الشيخ ابو بكر هبة الله بن الحسن العلاف ( شد الازار ) .